خرید بک لینک

اگه موندنی نیستید تنهایی کسیو خراب نکنید سخته یکی دوباره به تنهاییش عادت کنه :)

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 16:44

16/3/1397تاریخ اشنایمون .... پی ام داد بهم از چیزای مختلف حرف زدیم بعد کلی حرف زدن پیشنهاد رفاقت داد ....نمیدونم چی شد قبول کردم .... با این که حس خاصی نداشتم ....همه چی عالی بود خیلی خوب..... همونی کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 4:38

ماه محرم, امسال خوب بود خیلی خوب بود.....

متوجه اشتباهات زندگیم شدم .....

ادمای اضافه زندگیمو خیلی راحت خط زدم....

و البته خیلیارو واگذار کردم ...

ولی خودم بیخیال همشون شدم ....

من خدارو دارم و مادرمو دارم برام بسته ....

خداجونم دوست دارم

مامان جونم عاشقتم

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 11:25

امسال عید قوربان رو کنار پدربزرگ و مادر بزرگ عزیزم بودیم.....

همه چی عالی بود...

جای همتون خالی.....

برچسب: قوربان, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 6:21

نزدیک ماه محرم هستیم.... ماهی که من عاشقانه و خالصانه دوسش دارمماهی که خیلیااا شفا گرفتن خیلی ها از دنیا رفتن خیلیاا حاجت روا شدن و.... انقدر اتفاق توی این ماه میوفته که من از گفتنش عاجزم خوشحالم که تو این ماه به دنیا امدم خوشحال ... چون اگه این ماه نبود شاید هیچوقت چشم توی این دنیا باز نمیکردم .... خوشحالم که تو بچگیم حضرت ابولفضل و امام حسین بهم نگاه کردن .... خوشحالم که زنده بودنمو اسم زیبامو(ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 6:21

دانشگاه رشته ایی که دوست داشتم رو قبول شدم .....

توکل بر خدا ....

امیدوارم به جایی که دوست دارم و فکر میکنم حقمه برسم.....

دارم میرم ساری.....

دوستان برام دعا کنید.....

برچسب: دانشگاه, نویسنده: حسین محمدی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 6:21

میدونی"دوستت دارم" گفتن که هیـچ"دوستت دارم" شنیـدن هم مسئولیت داره....وقتی کسی بهت میگه "دوستت دارم" یعنیروت حساسـمرو کوچیک ترین حـرف و حرکتت....یعنی اگه بهم بـدی کنیبیشتـر از هر کسِ دیگه ای ازت می رنجـم....اگه کسی بهت گفت دوستت دارمیعنی دلم میشکنه از کوچیکترین اخمت...یعنی تــو فرق داری با همه یِ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:45

بعد نه ماه بالاخره داداشیم برگشت لعد نه ماه از بی خبری در امدیم اجی زهرام (عشق داداش امیر)تو این نه ماه داغون شد ولی..... با برگشتن عشقش دوباره زهرای سابق شد.... خوشحالم که داداشیم برگشته.... حوشحالم که هنوز مثل قبله.... خوشحالم که کنار عشقش میبینمش.... خوشحالم که داداشیم سالمه..... خدایا شکرت ....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:45

عجب دنیایی عاشقی.....

اخرش....

به.....

مسکن و سردرد و گریه وخواب و....

ختم میشه....

دنیای عجیبیه....

♥ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ ساعت 22:3 توسط zarzar:

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:45

صفحه بندی